همه آدمهای دنیا – هرچه كه نداشته باشند و از هرلحاظ كه احساس فقر كنند بالاجبار دارای چند اصل مهم زندگی اند . مثلا مامان دارند (حالا فرقی نمی كند كه مامان خوبی باشد یا نه ، در قید حیات باشد یا ....) لباسی برای پوشیدن دارند ، تاریخ تولدی دارند ، علایقی دارند ، غذایی می خورند و یا بابایی دارند...
شاید تنها آدمهایی كه بابا نداشتنند آدم و حوای بینوا بودند... بابا كلمه ای دو بخشی است اما در زندگی ما آدمها خیلی بخش ها را شامل می شود . بعضی باباها پولدارند و بعضی هاشان پول ندارند . بعضی باباها استاد و پزشك اند و بعضی حتی سواد خواندن و نوشتن هم ندارند .... فرقی نمی كند بابایت باعث فخر تو باشد یا نه ، بی سواد وكم پول باشد و تو او را از همه پنهان كنی. مهم این است كه او بابای توست و شاید ابتدایی ترین و مهمترین دلیل ارتباطی تو و او همین است و تو بخواهی یا نخواهی از او زاده شده ای ....
بابای من مثل همه باباهای دنیاست. صورت زبر و دستان زمخت و بزرگی دارد . صدای بمی دارد و سرگرمی اش تماشای اخبار شبكه های سیما و لیگ باشگاه های اروپاست. گاهی حس می كنی چقدر بی احساس است . سكوت های طولانی دارد (كلا خیلی كم حرفه) و گاهی آنقدر تو را از نصیحتهای تكرارای پدرانه اش بهره مند می كند كه دوست داری سرت را به دیوار بكوبی ...
بابا عاشق ماكارونی و مرغ است .همه تنقلات سوپری ها را دوست دارد . اما از غذاهای امروزی خوشش نمی آید (لازانیا یا پیتزا یا ...) . عاشق سفر كردن و هدیه گرفتن است اما نمی دانم چرا همیشه سالگرد تولد ها و ازدواج ها را فراموش می كند .عاشق ماشینش بود اما حالا به این نتیجه رسیده كه زیاد بنزین می سوزاند و شاید مثل سابق دوستش ندارد...
بابای من با بقیه باباهای دنیا زیاد فرقی ندارد . شاید تنها یك تفاوت داشته باشد ....
پی نوشت 1 : علت اختصاص این پست در مورد بابا سه مسئله بود. اول اینكه 1 خرداد هرسال تولد باباست و دیروز تولد او بود .فراموش كرده بودم اما شب براش یه پیراهن خریدم و قراره امروز براش یه جشن تولد خانوادگی چند نفره بگیریم . دلیل دوم اینه كه روز پدر نزدیكه و دلیل سوم و مهمتر رو در پست بعدی مفصلا خواهم گفت .

